خسته ام
دیگر
نه خیال خوشی
نه رویای قشنگی
مرهم دل خسته ام نیست
تنهایی ام پر شده از تصویرهای خاکستری و تار
آتش درونم خاکستری بیش نیست
دیگر توان سوزاندنم نیست
نه نای حرف زدنم باشد
نه خیال خندیدن در سر
خسته ام فقط ...
*چشمان سیاه*
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم مرداد ۱۴۰۳ ساعت توسط چشمان سیاه
|