چیزی بگو...

 

 

مرهم من کُنجِ لبان توست...
بوسه نمی خواهم، سُخن بگو...

 

احمد شاملو

 

 

مرا فریاد کن



قصه نیستم که بگویی

نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی
یا چیزی چنان که بدانی
من درد مشترکم

مرا فریاد کن ...


شاملو



سخنان ناگفته



"دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای می خواند

               رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیرد

و هر دانه ی برفی به اشکی نریخته می ماند.

سکوت سرشار از سخنان ناگفته است ،

 از حرکات ناکرده ،

اعتراف به عشق های نهان

 و شگفتی های بر زبان نیامده

در این سکوت حقیقت ما نهفته است

"حقیقت تو و من"


احمدشاملو