نگاهم که به نگاهش قفل شد

لبخند عجیبی به لب آورد

خبر نداشت

چه بر سر دل قرار گرفته ی من می آورد

خوشحالی اش که میان سکوت نگاه ها پنهان شد

اشک بدرقه ی چشمانم شد.

چشمان سیاه