ای که نفس های من به بودن تو وابسته ست

به خدا میگی

خدایا غصه هاشو بده به من

من حاضرم بار غصۀ اونو به دوش بکشم ولی این بندۀ تو غمی نداشته باشه

میگی خدا میشه اشکاشو به من بدی

نمیخوام اون اشک بریزه من جاش اشک میریزم

چی بگم

با کدوم رو بهت نگاه کنم

چطور بخوام ...


چشمان سیاه