چشمانم

 

 آنقدر چشمانم به راه نشست

که پاهایش ورم کرد.

همین که قرمزی اش را به رویش آوردند

باران گرفت...

 

چشمان سیاه

 

 

کم دارد

 

نفس را می کشم اما

تو را کم دارد این

جانم...

 

*چشمان سیاه*